اولياء الله آملى

119

تاريخ رويان ( فارسى )

باب چهارم در تصحيح نسبت ملوك استندار بدان‌قدر كه به ما رسيده است بر طريقهء علماى انساب و انتماء ايشان با ملوك جهاندار كه بعضى سلاطين با تمكين بوده‌اند كه در ممالك مستقل [ 60 ] و در پادشاهى مستبد بوده‌اند و بعضى ملوك اطراف و مشار اليه روزگار خود بود [ ه‌اند ] كه هيچ‌وقتى از ايالت ملكى يا از حكومت طرفى خالى نبودند . فصل در ذكر بيان آنكه از چه سبب اين ملوك را استندار مىگويند و اشتقاق اين اسم از كجاست بر سبيل ايجاز گويند ، استندار در اصل وضع ، آستان‌دار است . چه رويان هميشه مقام حصين بوده است و اصحاب وقايع را كه خوف حاصل مىباشد ، از هر جانبى روى بديشان مىنهاد [ ند ] . چه ايشان هميشه اصحاب تمكين بوده‌اند و به اعتماد و امانت موصوف و معروف و بيگانگان دست تغلب بر ايشان نتوانستند دراز كردن . از اين جهت پناهگاه مردم بوده‌اند و ايشان را آستان‌دار مىخواندند . يعنى آستانهء ايشان ، ملجأ اكابر و مأمن اصاغر بود و با اجانب